خرید بک لینک
در کوله بار من اندوهی است به وسعت دریاها. از کوله بار من جسد گنجشکی تنها و خون آلود بر قدم هایم سرب می پاشد

و شبی بی نهایت، نفس های سنگین و دود آلودش را به سویم روانه می کند. کاش پیش از رفتنش به من آموخته بود که چطور

بارها را زمین بگذارم و سبکبار سفر کنم.

مثل او که رفت ...

بدون خاطره ای

بدون اندوهی.

نوشته فاطمه کمپانی برای او که سالهاست که نیست ...

لینک مطلب نوشته شده در جمعه ششم اسفند ۱۳۹۵ساعت ۱۲:۴۴ ب.ظ توسط فاطمه کمپانی |

برچسب: نویسنده: کیانوش کریمیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:20

صفحه بندی