و چشم می دوزم بر تاریکی ابدی
که تنها روبرویم نیست
تمام زندگی ام را در بر گرفته است.
در نقطه ای که تفاوتی میان چشم بستن و چشم گشودن نیست
و هیچ پرتوی نوری تیرگی سرد اطرافم را نمی شکافد
تنها دلیل موجودیت من
صدای آرام نفس های خواب آلود یک کودک است ....
نوشته فاطمه کمپانی. 19 فروردین 95. روزی که خورشید در خوش یمن ترین مرتبه خود باید باشد و می اندیشم چه شوخی عجیبی است!
برچسب: صندلی,
نویسنده: کیانوش کریمیان