واحه ای در تاریکی

متن مرتبط با «زیر سم اسب شب» در سایت واحه ای در تاریکی نوشته شده است

شب

  • نیلوبلاگ

    در کوله بار من اندوهی است به وسعت دریاها.از کوله بار من جسد گنجشکی تنها و خون آلودبر قدم هایم سرب می پاشد و شبی بی نهایت، نفس های سنگین و دود آلودش را به سویم روانه می کند.کاش پیش از رفتنش به من آموخته بود که چطور بارها را زمین بگذارم و سبکبار سفر کنم. مثل او که رفت ... بدون خاطره ای بدون اندوهی. نوشته فاطمه کمپانی برای او که سالهاست که نیست ... لینک مطلب نوشته شده در جمعه ششم اسفند ۱۳۹۵ساعت۱۲:۴۴ ب.ظ توسطفاطمه کمپانی | ...

    ادامه مطلب
  • زیر سم اسب زمان

  • نیلوبلاگ

    رفته بودم تا ببینمش و بگویم. بگویم که می روم، که از همه چیز گذشتم، که ساعت شنی شکسته است و شن ها را باد دوباره به سمت کویر می کوچاند. سر میز همیشگی نشستم و نوشیدنی همیشگی را سفارش دادم. می دانستم که می آید. به عادت همه ی سه شنبه ها که می آمد و چای عصرانه اش را با همان کیک یزدی های خیلی شیرین می خورد، روزنامه اش را می خواند، و می رفت دوباره سر شیفت. می دانستم که اگر بیاید مرا می بیند و سلامی و بعد می توانم بگویم. بگویم که چهارده سال است که این راز لعنتی راه گویم را بسته و دارد خفه ام می کند. حالا که مریم برای همیشه رفته، حالا که نگار و امیر و حمید را طوفان زمان با...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    زیر سم اسبان است | زیر سم اسب شب | نوحه زیر سم اسبان است | فردا بدنش زیر سم اسبان است |